تبلیغات
پس کوچه های دل - قصه گو

من غزل سازشبی بارانیم

قصه گوی ماتمی پنهانیم

تازچشمت چشمه ای سرمی زند

گریه میخواهد دل طوفانیم

مصرع سبزغزل درچشم توست

لحظه ای كزدورترمیخوانیم

ازصفای چشم مستت خوانده ام

درمنای عشق توقربانیم

گشته ام عمری كه جویم راه عشق

خسته ازاین بی سروسامانیم

لحظه هایم پرزشوق وصل توست

گرچه خوددرلحظه پایانیم

بازهم دورازتوباگنج غزل

قصه گوی ماتمی پنهانیم




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 دی 1391 توسط محمد جامی
درباره وبلاگ
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :